نرجسیه رودان

  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 

آخرش که چی ؟

27 مهر 1399 توسط نرجسیه (سلام الله علیها)
? آخرش که چی؟ ?پاسخی به مهم‌ترین سوال هر انسان در طول زندگی بیشتر »
 نظر دهید »

آیا زمان ظهور امام زمان (عج )عقل انسان ها کامل است؟

27 مهر 1399 توسط نرجسیه (سلام الله علیها)
آیا زمان ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) عقل انسان ها کامل است و وسوسه های شیطانی وجود ندارد؟ #استاد_محمدی #پس_از_ظهور بیشتر »
 نظر دهید »

نامه عارفانه شهید به خودش

27 مهر 1399 توسط نرجسیه (سلام الله علیها)
  ??#نامه_عارفانه_شهید_به_خودش ?? ?مصطفی! بالاترین لذّتی که می‌توانی در زندگی کسب کنی، سوز و گدازهای عرفانی است؛ نغمه‌های عشق و سرورِ اشک نیمه‌شب است. آنجاست که به سر‌منزل بابُ‌‌القلوب رسیده،‌‌‌‌‌‌‌ راه مکاشفات بر تو باز می‌شوند و به حریم خانه قدس و… بیشتر »
 نظر دهید »

اخلاقیات ناب

27 مهر 1399 توسط نرجسیه (سلام الله علیها)
برای اینکه از غیبت کردن جلوگیری شود و غیبت نکنیم چه باید کرد؟ لطفا راه حلی بفرمائید. آیت الله نجفی: ⚘ راه حل جلوگیری از هر گناهی قوت ایمان و دوست شناسی و دشمن شناسی در درون است ،‌ آدم وقتی فهمید شیطان و نفس درونش دشمنش می باشد باید پای مبارزه اش بایستد… بیشتر »
 نظر دهید »

امام زمان را به دنیا معرفی کنید

27 مهر 1399 توسط نرجسیه (سلام الله علیها)
#استاد_رائفی_پور ? براے امام زمان(عج)ڪار ڪنید» ?افرادے ڪه #زبان_انگلیسے مے دانند، امام زمان(عج) را به دنیا معرفے ڪنند. بیشتر »
 نظر دهید »

چرا نافله نمیخوانید ؟چرا جامعه نمیخوانید ؟چرا زیارت عاشورا را نمیخوانید ؟

27 مهر 1399 توسط نرجسیه (سلام الله علیها)
#سید‌رشتے ‍ مسافر بودیم مسافر خانه ی خدا،? بین راه یکی از منزلها ناامن بود، شبانه از منزل قبلی راه افتادیم، یک فرسخ نرفته برف گرفت،? رفقا سرعتشان را زیاد کردند. من جا ماندم!? همه جا تاریک، راه را هم بلد نبودم. از اسب پیاده شدم، متحیر و مضطرب، ? باغی به… بیشتر »
 نظر دهید »

بیانی از نهج البلاغه

27 مهر 1399 توسط نرجسیه (سلام الله علیها)
?امام علی عليه السلام: ?دنيا سراى عبور است نه سراى اقامت و مردم در دنيا دو گونه اند: ? بعضى خود را فروختند و خويش را هلاك كردند ?و بعضى خود را خريدند و آزاد كردند. ?نهج البلاغه حکمت ۱۳۳ بیشتر »
 نظر دهید »

رسم شهدا

27 مهر 1399 توسط نرجسیه (سلام الله علیها)
حاج حسین خیلی با معرفت بود به فکر مشکلات همه بود،برای نماز به مسجد رفتیم، بوی خیلی بدی میومد وهمه شروع به اعتراض کردند .? نماز تمام شد شهیدحسین گفت یه تاکسی بگیر بیار درب مسجد وقتی که آوردم یه پیرمرد بود که هیچ کس را نداشت محل زندگی تو مغازه در جای بدی… بیشتر »
 نظر دهید »
مهر 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    

نرجسیه رودان

جستجو

موضوعات

  • همه
  • اخلاق
  • بدون موضوع
  • حدیث
  • شهدا
  • قرآنی
  • مهدویت

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس